تقویت روحیه

۱۱ تیر ۱۳۸۸

خوندن یه رمان ایرانی لطیف عاشقانه با کلی غم و غصه ی توش فقط آدم رو به خنده وا میداره !
رمانای ایرانی چرا توی همه شون یکیشون پولداره یکیشون فقیر ؟ یکیشون همیشه شوخه و همه رو به خنده وا میداره ! اههههه !!!!!!! خوندنشون فقط واسه تقویت روحیه خوبه !
فقط خوندمش که ذهنم یکم باز بشه و چشمام به کتاب خوندن عادت کنه ( گرچه این کتابی که خوندم دانلود کرده بودم و از پی سی می خوندمش ! ) که بعدش یه کتاب درست حسابی بخونم .

درگیر کارای تحویل پروژه های پایان ترم هستیم !ایشالا اینا هم زود تموم بشه که نمونه واسه شب آخر !

وای که چقدر زجرهههه وایییییی !!!!!!!! ( اینو هر کی می خواد بفهمه چرا بیاد براش به صورت انفرادی تعریف کنم :دی ! ) …… ولی آسمون چه رنگیه ؟ :دی !

دلم یه دریای درست حسابی می خواد در حد تیم ملی ! ……… حوصله م سر رفته

خدایانه : خدا جونم یعنی میشه همه چی درست باشه ؟! سبزی رو میگم ! سبز سبز !

.

روزها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم ؟
” فروغ فرخزاد”

مرسی که شکوندیش

۷ تیر ۱۳۸۸

همیشه تو فکر بودم که یه کسی که دل دیگران رو میشکونه خودش چه احساسی داره ؟!

مرسی که دلم رو شکوندی !!!!

اه بغض لعنتی حداقل بشکن . خفه م کردی لعنتی ….

در آب های سبز تابستان

۶ تیر ۱۳۸۸

امتحانام به سلامتی  امروز تموم شدن !
امروز سر امتحان  پی بردم چقدر قوه تخیلم بالاست :دی ….
حالا فقط مونده امتحان هندسه مناظر که چون حالت پروزه ای هست و قراره گروهی باشه نو پرابلم می باشد .

هر روز بعد از ثبت پست قبلی وقتی می خوندمش عذاب وجدان می گرفتم .
قبلنا خیلی کم عصبی میشدم و وقتی هم عصبی میشدم واویلا بود ! چند وقتیه زیاد عصبی میشم . خلاصه شرمنده !!!!!

شب آرزوها  دعا کردم همه ی آرزوهای همه براورده بشه ! به هر حال اینم یه آرزو هست که دوست دارم براورده بشه !

۴م تیر - پنج شنبه ۱۴مین سالگرد فوت پدربزرگم بود ( آقای پدر مادر خانومی ) …. خدا رحمتت کنه آقا جونی .

این روزا سرگرمیم شده فرندفید بازی و کنفرانس ! …. کاپیتان :دی !!!!

پسر عمو عمل کرد . عملش خوب بوده . خدا کنه دیگه مشکلی براش پیش نیاد .

هوا بس ناجوانمردانه گرم است !

حوصله مان سر رفته !

همین !

.

تنها تر از یک برگ
با بار شادی های مهجورم
در آب های سبز تابستان
آرام می رانم
تا سرزمین مرگ
تا ساحل غم های پاییزی
در سایه ای خود را رها کردم
در سایه ی بی اعتبار عشق
در سایه ی فرار خوشبختی
در سایه ی ناپایداری ها
” فروغ فرخزاد “

خیلیا می دونن

۱ تیر ۱۳۸۸

خیلیا می دونن وقتی که اعصاب ندارم نمیشه بهم نزدیک شد !
خیلیا می دونن وقتی که اعصاب ندارم نباید بهم نزدیک بشن !
خیلیا می دونن وقتی که اعصاب ندارم نمیشه باهام حرف زد !
خیلیا می دونن وقتی که اعصاب ندارم نباید باهام حرف بزنن !

خیلیا می دونن وقتی که حوصله ندارم نمیشه بهم نزدیک شد !
خیلیا می دونن وقتی که حوصله ندارم نباید بهم نزدیک بشن !
خیلیا می دونن وقتی که حوصله ندارم نمیشه باهام حرف زد !
خیلیا می دونن وقتی که حوصله ندارم نباید باهام حرف بزنن !

متاسفانه تو این مواقع حسابی ه ا پ و میشم !
مثل الان !
حتی با کسی هم که احترام زیادی براش قائلم نمی تونم درست حرف بزنم .
مثل همین الان !
سعی می کنم تو این مواقع خشک برخورد کنم که ……

پی نوشت : بقیه موارد هم که خودتون در جریان هستید !

آخر نوشت : آیا این وبلاگ تعطیل می باشد تا اطلاع ثانوی ؟!

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن

۲۸ خرداد ۱۳۸۸

دیوان حافظ رو باز می کنم . با ترس و لرز به تفالی که زدم نگاه می کنم ! آروم آروم شروع به خوندن می کنم :

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

فکر می کنم می بینم با نیتی که کردم جور در میاد !

دل شاد بودم

۲۷ خرداد ۱۳۸۸

دلم می خواد ایرانی رو ببینم که توی کتاب ها از سربلندی و عظمتش می گفتن !
دلم می خواد اون آریایی هایی رو ببینم که نجابتشون شهره ی عام و خاص بود !
دل شاد بودم از اینکه آریایی هستم ! از اینکه ایرانی هستم ! از اینکه سربلندم ! اما کو ؟!
دلم برای ایرانی که فقط شنیدم و هرگز ندیدم تنگ شده !

۲۲ خرداد

۲۲ خرداد ۱۳۸۸

همین چند دقیقه پیش از حماسه ی بزرگ ۲۲ خرداد اومدم  :دی !
بعد از ۱ سال رفتم تو مدرسه فرزانگان ! چقدر گل منگلیش کرده بودن ! منتظر بودن ما بریمااااا :دی ! عجببببببب …….

انگاری امتحانای ۲۳ و ۲۴ خرداد که کنسل شده بود افتاده  ۱۳ و ۱۴ تیر [کلیک]

تسلیت

۱۹ خرداد ۱۳۸۸

خانوم لیا پولادتن و آقای پویا پولادتن ;

غم از دست دادن عموی عزیزتان را تسلیت عرض می نمایم و از خداوند متعال  علو درجات برای آن مرحوم و صبر جمیل برای تمامی بازماندگان مسئلت دارم …. .

حذف

۱۸ خرداد ۱۳۸۸

حذف شد !

خسته ام من,خسته ام من,مثل مرغ بال و پر شکسته ام من

۱۶ خرداد ۱۳۸۸

نمی دونم چرا بعضی وقتا فکر می کنم دارم می ترکم ! دارم می ترکم از هجوم این همه فکر . این همه خواب . این همه …..
هر آدمی یه تحملی داره ! تحمل من دیگه کم کم داره تموم میشه !

دیشب در جمع بعضی از دوستان خوش گذشت . ولی کاش سر حال بودم . کاش چشمام پر و خالی نمیشدن !
فقط تو رو خدا از این به بعد یه کم زودتر برنامه بذارید . مثلا برنامه می خواید بذارید واسه روز بعدش باشه که بشه همه رو خبر کرد . اینطوری ممکنه چندین نفر خبر نشن و بعد ناراحتی پیش بیاد.
به هر حال خیلی بسیار زیاد مرسی !

مناظره ها رو می بینید ؟! فقط موندم در عین واحد تو یه لحظه چطوری آدم می تونه یه د ر وغ ای ی به اون گندگی رو بسازه ؟!
مناظره ی امشب دیدنی خواهد بود !

از امروز امتحانام شروع شدن !
برنامه ش رو هم میذارم که بعدنا اگه خواستم آرشیوم رو بخونم واسه م خاطره باشه !
۱۶ خرداد : فارسی عمومی
۲۷ خرداد : ایستایی
۶ تیر : مصالح ساختمانی
۱۴ تیر : هندسه مناظر و مرایا ! ……. البته این به قول استاد حالت امتحان نداره . تحویل پروژه هست . ولی واسه اینکه بدونم که خودش کار می کنه کی دیگران براش کار می کنن صبح تشریف بیارید دانشگاه اونجا پروژه رو میدم و عصر تحویلش می گیرم ! حدود ۸ الی ۱۰ ساعت اونجا تشریف داریم ! به به !

این روزا حسابی توی فیس بوک هستم . هر لینک جدیدی که میاد لایک و شیر میشه .
جو ا ن ت خ ا ب ا ت هست دیگه ! چی کارش میشه کرد !
دیشب یه آهنگ تبلیغاتی از گروه کارو شنیدم برای مهندس م و س و ی !
الان دیگه رسما دیوونه شدم از بس که گوشش دادم ! از کامی جون که ریپیت میشه ! رو موبایل ریپیت میشه . خولاصه کلا رو ریپیته ! خیلی قشنگه . دوستش می داریم !

این پست جهت این بود که بگم : ” خسته ام من , خسته ام من , مثل مرغ بال و پر شکسته ام من ” !!!!!!!!!! و هیچ گونه ارزش دیگری ندارد …..

RSS